محمد حسین نعیمی

 

معرفی  کتاب «طنین شعرحافظ در فرانسه»

 زهرا شمس یداللهی . دانشگاه اپسالا ، سال ۲۰۰۲ میلادی

ع . روح بخشان

 

Zahra SHAMS-YADOLAHI . Le retentissement de la Poésie de Hafez en France : Réception et traduction , Upsala ; Acta Universitatis Upsaliensis ; 2002 , 235p .

 

یان ریپکا در «تاریخ ادبیات فارسی» که به زبان انگلیسی در سال 1968/ 1347 در هلند چاپ شده نوشته است: « هرچند گاه نابغه ای متولد می شود که در مقام شارح اوضاع زمان حال و مبشر آینده ، جایگاهی والا در یکی از انواع شعر مییابد که به زمان خودش اختصاص ندارد و به آیندگان در قرن های بعد پیوند می خورد . آثار اینان مبین بیان فصیح روزگارشان و به ثمر رسیدن خلاقیت فردی آنان است ... حافظ از آن جمله است و هنوز هم سرمشق و نمونه شعر تغزلی به حساب می آید ».(ص 96)

نویسنده، پس از نقل این قول در سرآغاز کتاب چنین ادامه می دهد که «حافظ بی تردید معروف ترین و مردم پسندیده ترین شاعر غزلسرای ایران است. اما زبان زیبای او بس پیچیده و سرشار از رمز و استعاره و نماد و بازی با کلمات است » که در نتیجه ترجمه آن به زبان های دیگر اگر ناممکن نباشد دشوار است و به قول یکی از محققان فرانسوی «دست یازیدن به ترجمه شعر حافظ از خطرآفرین ترین کارهاست». با وجود این حافظ از چند قرن پیش به فرانسه راه یافته و چند تنی به ترجمه برخی از غزل های او اقدام کرده اند. مولف برای این که نمایی روشن از این حرکت به دست دهد به بررسی چگونگی ترجمه شعر حافظ به زبان فرانسوی به ترتیب زمانی پرداخته است .

نویسنده در فصل اول پس از شرح کوتاه زندگی حافظ به وصف اوضاع و احوال اجتماعی و ادبی ایران در قرن چهاردهم / هشتم یعنی قرن ظهور و رشد حافظ و مقایسه آن با فرانسه آن روزگار پرداخته است. درفصل دوم منشا شناخت حافظ در فرانسه مخصوصا از طریق سفر نامه های سیاحان فرنگی و به طریق اولی فرانسوی مورد بررسی قرار گرفته است. به نوشته آنه – ماری شیمل در مقاله «حافظ و منتقدان او»، حافظ را اول بار در سال 1650 م /1060 ق پیئترودولاواله سیاح و سیاستمدار ایتالیایی در اروپا معرفی کرد. او از سال 1023 تا 1036 ق در ایران بود و در تابستان 1032 به شیراز رفت و از آرامگاه حافظ دیدن کرد . او برای فراگرفتن زبان فارسی به دیوان های شاعران ایرانی مخصوصا حافظ متوسل شده بود و اولین اروپایی است که به فارسی شعر گفته است .

در قرن یازدهم هجری سفر اروپائیان به ایران دامنه یافت و همپای آن توجه به حافظ فزونی گرفت . به طور خلاصه می توان گفت که در این قرن اشعار حافظ به ترتیب به زبان های لهستانی، لاتین، انگلیسی و آلمانی ترجمه شدند . اما ترجمه حافظ به زبان فرانسه از قرن هیجدهم رونق گرفت و اولین ایران شناسان فرانسوی مثل دِربِلوو گَلان به معرفی حافظ پرداختند .

مولف از این جا به بعد یعنی در فصل چهارم با تفصیل بیشتر به گزارش راهیابی حافظ به فرانسه پرداخته است؛ قرن هیجدهم با محققی به نام رینو (Reinaud) و چند تن دیگر، نیمه اول قرن نوزدهم با پَرنی(Parny)، سموله(Sémelet)، آندره شنی یه (A.Chénier) و...ویکتورهوگو . نیمه قرن با آثار اوژن فلاندَن، کنت دوگوبینو، آرمان رنو، ژان لَه ئور، نیکولا .... نیمه اول قرن بیستم با آثار پی یر لوتی، بیبِسکو (Bibesco )، بارِس (Barrès )، آنادونواَی(A.de Noailles) آپولینر، آندره ژید و بسیاری دیگر. و بالاخره نیمه دوم قرن بیستم که در طی آن حساب فرانسویان علاقه مند به حافظ و مترجمان فرانسوی شعرهای او از دست محقق به در می رود.

به این ترتیب بخش اول کتاب (ص 9 تا 69 ) که در حکم کلیات است و تاریخ آشنایی فرانسویان با حافظ در آن مطرح شده است به پایان می رسد و به بخش دوم می رسیم که به «مترجمان فرانسوی» حافظ اختصاص دارد و ضمن آن در چهار فصل مترجمان حافظ به ترتیب تاریخ معرفی می شوند که اولین آنان اوگوست اِربَن (A.Herbin ) و آخرین شان استاد دوفوشه کور است. در فصل آخر (پنجم) این بخش موضوع دشواری و پیچیدگی ترجمه دیوان حافظ مطرح شده است (ص 71 تا 127).

در بخش سوم به « مفاهیم اصلی شعر حافظ » پرداخته شده است از عشق معشوق گرفته تا باده و طبیعت و جهان و گیتی و آسمان و زمان و دین. در این بخش چگونگی برخورد مترجمان فرانسوی با شعر حافظ و درکی که از مفاهیم آن داشته اند بررسی شده است .

در پایان با نقل قولی از استاد دوفوشه کور که «مسئله اصلی در شعر حافظ چگونگی تعبیر و تفسیر آن است»، مولف مشخصه های اصلی شعر حافظ و چگونگی ترجمه آن را به اجمال ذکر کرده و توجه روز افزون محققان و خوانندگان فرانسوی را به حافظ متذکر شده است.

کتاب با یک کتابنامه ، یک فهرست اسامی خاص و یک پرسشنامه به پایان می رسد .

کتاب در موسسه شرق شناسی دانشگاه اوپسالای سوئد در مجموعه «مطالعات ادبی اوپسالا» به چاپ رسیده است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 10:43  توسط محمد حسين نعيمي  |