فرهاد خسروخاور استاد ایرانی مدرسه عالی مطالعات علوم اجتماعی پاریس
فرهاد خسرو خاور:استاد ايراني مدرسه عالي مطالعات علوم اجتماعي پاريس
Farhad Khosrokhavar un sociologue
, directeur de recherche à l'EHESS.
فرهاد خسرو خاور از زبان خودش :
من در مدرسه رازی در تهران دیپلم گرفتم ، سپس به جنوب فرانسه در شهر مونپلیه رفتم چون می گفتند هوایش مثل ایران آفتابی است . باری در این شهر با میشل هانری آشنا شدم و او بود که مرا به حوزه فلسفه کشاند ، به ویژه پدیدار شناسی که او خود متخصص این حوزه بود . همین علاقه مندی به فلسفه و پدیدار شناسی سبب شد که من زبان آلمانی بخوانم . همزمان با آموزش فلسفه ، لیسانس ریاضیات گرفتم و سپس دکترای فلسفه را به پایان رساندم . پس از پایان تحصیلات فلسفی ، در حالی که احساس می کردم دچار نوعی خلا شده ام ، با آلن تورن آشنا شدم و به جامعه شناسی روی آوردم و دکترای جامعه شناسی را در سال های نزدیک به انقلاب ، به پایان رساندم و با دو دکترا به ایران بازگشتم و تا سال 90 و 91 در ایران ماندم و مدتی در دانشگاه بوعلی شهر همدان تدریس می کردم . از آنجا که احساس می کردم هم از نظر مادی و هم از نظر امکانات تحقیق در مضیقه هستم ، ناچار پس از 12 سال ایران را ترک کردم . بیرون آمدنم از ایران به هیچ وجه علت سیاسی نداشت . انگیزه اصلی من ادامه تحقیقات بود و چنانکه گفتم احساس می کردم که این کار در ایران امکان پذیر نیست یا می بایست دنبال بورس بازی می رفتم تا زندگی ام را از نظر اقتصادی تامین کنم ، یا باید راهی می جستم که در عین تامین زندگی ، کار تحقیقاتی نیز انجام دهم و از نظر من چنین چیزی در آن شرایط در ایران امکان پذیر نبود . و چنین بود که ایران را ترک کردم . اول به آمریکا رفتم . در آنجا بورسی به من دادند ( بورس راکفلر ) و درست نمی دانم در چه سالی بود که با استاد قبلی ام تورن دوباره دیدار کردم که از من خواست به فرانسه بیایم و من گفتم که در آنجا کار نیست ولی او به من اطمینان داد که در دانشگاه برایم کار پیدا کند و از این طریق وارد مدرسه عالی مطالعات اجتماعی پاریس شدم و شانس هم همراهی کرد و گرنه تصمیم داشتم در آمریکا بمانم . خوشحالم که در فرانسه با ایرانیانی آشنا شدم که به طور جدی کار می کنند و اکنون حس می کنم که گروهی تشکیل داده ایم که در باره جامعه ایران تحقیق می کنند و کتاب هایی به زبان فرانسه منتشر کرده اند . البته من دانشجویانی هم دارم که در باره فلسطین و اسلام و جوانان مسلمان کار کرده اند و رساله های بعضی از آنها به زبان فرانسه و به صورت کتاب منتشر شده است . به طور کلی فکر می کنم که حاصل کار ما در مجمع مثبت بوده است ولی چون به زبان فرانسه نوشته ایم ، کتاب هایمان تا حدودی ناشناخته مانده است . خوب اگر به انگلیسی می نوشتیم ، قطعا طیف خواننده های نوشته هامان بسیار وسیع تر بود .
حدود ده مقاله به انگلیسی نوشته ام و چند تا از مقاله هایم به آلمانی ترجمه شده . یکی دوتا از کتابهایم نیز به زبان های پرتقالی ، اسپانیولی ، ایتالیایی و ترکی ترجمه و منتشر شده است . به تازگی نیز کتاب نوشهیدان به انگلیسی ترجمه شده و کتاب دیگری هم راجع به مسلمانان در زندان های فرانسه و انگلیس از دید تطبیقی با دو محقق انگلیسی نوشته ام و اکنون مدتی است شروع کرده ام به انگلیسی نوشتن . برخی از کارهایم به دلیل طرح برخی از مسائل ممکن است در ایران حساسیت برانگیزد ، با این حال امیدوارم بردباری به این کارهای من برخورد کنند . اینکه کارهای من به فارسی در نیامده ، شاید یکی از علت هایش این باشد که من وقتی کتابی را چاپ می کنم ، دیگر به آن فکر نمی کنم و در پی نوشتن کتابی دیگر هستم . در حال حاضر نوشتن دو کتاب را همزمان پیش می برم . این گونه نیست که کتاب های قدیمی ام را به کل فراموش کرده باشم ولی از نظر عاطفی از آنها جدا شده ام . علت دیگرش هم کمبود وقت است.به هر حال برای حضور داشتن در صحنه های فکری ایران باید وقت کافی داشت . همان طور که می دانی تا کنون 17 دانشجو ، دکترای خود را بامن گذرانده اند.تعدادی از آنها ایرانی هستند و بعضی اروپایی یا از آفریقای شمالی .
اما در باره تحصیلاتم باید بگویم که من در آغاز فلسفه خواندم و تز دکتری ام را در زمینه فلسفه هایدگر نوشتم . استادم میشل هانری ، یکی از فیلسوفان مهم فرانسوی بود که در خارج از فرانسه شناخته شده تر از خود فرانسه است .او پدیدار شناس بود و کار با او سبب شد که از همان آغاز به مساله ذهنیت علاقه مند بشوم . بعد هم با آلن تورن ، جامعه شناس مشهور فرانسوی ، کار کردم که برخی از کارهایش به فارسی ترجمه شده است . و چون او درباره کنشگراجتماعی کار می کرد ، من نیز به کار و تحقیق در این زمینه کشانده شدم . اکنون دارم در باره سوژه کار می کنم که با پدیده کنشگر اجتماعی بی ارتباط نیست ولی رابطه ای مستقیم با نهضت های اجتماعی ندارد .کنشگر به معنای جامعه شناختی آن در رابطه با نهضت های اجتماعی مطرح می شود.این کار الزاما پای فلسفه را به میان می کشد . ولی چون تحصیلات فلسفی کرده ام ، کوشیده ام برای بررسی سوژه یک شالوده فلسفی بریزم و کتابی زير عنوان رکن قدسیت نوشته ام که در آن قدسیت را به عنوان مقوله ای هستی شناختی مطرح کرده ام و کوشیده ام نقش آن را صرف نظر از جنبه دینی یا غیر دینی اش در شکل گیری و هستی سوژه نشان دهم .اکنون بیشتر در زمینه سوژه کار می کنم ولی چنانکه گفتم به طور عمده در پی آشکار شدن روند شکل گیری فردیت در آن هستم . بعد از انقلاب بیشتر از خلال بررسی شهادت به این مساله پرداختم با این توضیح که در عین نشان دادن شکل گیری فردیت ، سعی کردم شکنندگی و نا استواری آن را نیز بررسی کنم . همین موضوع را از خلال جنبش های اجتماعی جدید مانند نهضت دانشجویی ، نهضت روشنفکران پسا اسلامی ، نهضت زنان و نهضت های قومی دنبال کرده ام . در همه این کارها تکیه اصلی من روی کنشگری ، سوژه پیدایی و فردیت یابی بوده است . این پدیده ها در جامعه شناسی ایران ، چه از نوع مارکسیستی اش ، چه از نوع فونکسیونالیستی اش و چه از نوع آرمانی اش چندان مطرح نبوده است . و شاید یکی از علت های ناشناخته ماندن کارهای من در ایران ناهمخوانی موضوع کار من با موضوع کار این جامعه شناسی حاکم بوده باشد .
در واقع فکر اصلی کار من بررسی روند سوژه پیدایی و کنشگری و سوژه تباهی است . من سعی می کنم نشان بدهم که چگونه سوژه پیدا می شود و چگونه تباه می شود . این دو روند را یعنی سوژه پیدایی و سوژه تباهی را در نهضت های مختلف اجتماعی بعد از انقلاب دنبال کرده ام . مساله زنان ، جوانان ، روشنفکران و اقوام تنها از خلال آمار و ارقام بررسی نکرده ام بلکه آن را در پیوند با شکل گیری ذهنیت دیده ام . به نظر می رسد که به این نگر ش در ایران چندان عنایتی نمی کنند .
آقاي محسن متقي در كتاب « فرهاد خسرو خاور ، نگاهي به آرا و آثار » نوشته های فرهاد خسروخاور را به سه دسته زير تقسیم کرده است :
نخست ، نوشته های او در باره انقلاب ایران و تحولات جامعه ایران در بیست و پنج سال گذشته که در برگیرنده کتاب های زیر است :
- گفتمان مردمی در انقلاب ایران ( دوجلد با همکاری پل ویه )
- آرمان بربادرفته ، جامعه شناسی انقلاب ایران
- انسان شناسی انقلاب ایران ، رویای ناممکن
- اسلامگرایی و مرگ ، شهید انقلابی در ایران اسلامی
- ایران : چگونگی خروج از انقلاب دینی ( با همکاری الیویه روا )
جداازاین چهار کتاب او در حال تدوین کتابی در باره جوانان با همکاری امیر نیک پی است .
دوم ، تحقیقات و پزوهش های او در باره اسلام و دینداری مسلمانان در جامعه فرانسه که حاصل آنها نیز چند کتاب با عناوین زیر است :
- جمهوری فرانسه و مساله حجاب و روسری
- اسلام جوانان
- نوشهیدان درراه خدا
- اسلام در زندان ها
سوم ، اندیشه ورزی های فلسفی او که حاصل آن دوکتاب است :
- جستجوی خویشتن ، گفتگو در باره سوژه با آلن تورن
- رکن قدسیت
در کنار این ده اثر او نزدیک به صد مقاله در باره موضوعات مختلف در نشریات فرانسوی و انگلیسی زبان نیز منتشر کرده است .
و به تحقيق تا کنون هیچ یک از کتاب ها و مقالات او به زبان فارسی برگردانده نشده است .
براي آشنايي فارسی زبانان با آثار فکری فرهاد خسروخاور كتاب « فرهاد خسرو خاور ، نگاهي به آرا و آثار » ، چاپ نشر و نظر ، 1386 توصيه مي شود .این کتاب از دو بخش تشکیل شده است : بخش نخست مصاحبه بلندی است که در تابستان 2004 با فرهاد خسروخاور در دفتر کارش انجام شده و بخش دوم کتاب به معرفی برخی آثار نویسنده اختصاص یافته است .
به نام خداوند جان و خرد